×
×

پیام تولیت مدرسه علمیه دارالسلام
مصیبت نامه، بیعت نامه، عهد نامه

  • ۲۹ اسفند ۱۴۰۴
  • ۰
  • متألمیم و متأثر و داغدار و اشکبار، اما هرگز نه مأیوسیم و نه متوقفیم و نه متحیر و نه بی‌امام در میدان. و این یادگار درس‌آموز آن امام راحل عظیم‌الشأن امت، خمینی کبیر است از غدیر رسول خدا و علی مرتضی. آری، این خط را پایانی جز ظهور نیست.
    مصیبت نامه، بیعت نامه، عهد نامه

    بسمه‌تعالی
    مصیبت‌نامه — بیعت‌نامه — عهدنامه

    پیام تولیت مدرسه علمیه دارالسلام

    بسم الله الرحمن الرحیم

    «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ * ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَهً مَرْضِیَّهً * فَادْخُلِی فِی عِبَادِی * وَادْخُلِی جَنَّتِی»

    ثلمه‌ی عظیمه و جانسوز و بسیار سنگین شهادت جان‌جانان، پدر عزیز و استاد گرام، قائد عظیم‌الشأن انقلاب جهانی اسلام، سیدالشهدای جبهه‌ی مقاومت توحیدی و منادی رهایی ملت‌های در رنج و ظلم استکبار جهانی، پرچمدار تمدن نوین اسلامی در کره‌ی خاکی، وجود فرید و یگانه و بی‌بدیل عصر غیبت ولی‌الله الأعظم، امام خامنه‌ای عزیزِ امت — باورمان نمی‌شود — ما را در سوگی عظیم و عمیق فرو برده است. گرچه خود از دنیای مادی و پرحجاب و پر بلا و نامرد و کفور رها شده و به جنت برزخی، میهمانی در جوار الهی و در جمع عباد صالح ربانی پیوسته است و امامی شهیدی که: امام نظم و دقت، امام همت و جهاد، امام شجاعت و مقاومت، امام ایثار و جانبازی، امام زهد و پارسایی، امام اخلاص و عبادت، امام تضرع و شب‌زنده‌داری، امام قرآنی و حسینی و فاطمی، امام اقتدار و مظلومیت، امام در میدان و علمدار، امام صبر و بردباری — امامی همچون انبیای الهی — امام حکمت و فقاهت، امام دشمن‌شناسی و بصیرت، امام عشق و ادب، امام هنرمندی و بلاغت، امام فصاحت و سماحت، امام مهربانی و عطوفت، امام مدیریت و سیاست، امام اقتصاد مقاومتی و پیشرفت‌های علمی، امام تواصی و اخوت و برادری، امام اندیشه و تدبیر، امام بیداری و حرکت، امام غیرت و صلابت، و امام جامعیت و متانت بود. امامی با روح بزرگ و بلندپرواز، امامی دوراندیش و کَیِّس، امامی که در سیر و سلوک و تلاش و کار و نوآوری و پیش‌برندگی هرگز به کم قانع نبود و امت را با امید حقیقی و واقعی و شوق و تفکر و تلاش رهبری و قیادت کرد. ثمره‌ی سی و هفت‌ساله‌ی جهاد متمرکز و مقاومت و پایداری او را در تربیت و تکامل آحاد امت، هر روز و هر شب می‌توان در هر شهر و آبادی و کوی و برزنی، در زیر حملات شدید دشمن صهیونی‌آمریکایی به نظاره نشست. و این به‌حق چیزی نیست جز میوه‌ی درخت تنومند یک عمر مجاهدت بی‌منت و خالص و صادق و پایداری و ایستایی در راه خدای متعال. امامی که در عصر غیبت خورشید ولایت عظمای مهدوی — که چشمان و گوش‌های ما از دیدن جمال رعنا و بی‌مثالش و شنیدن کلام حیات‌بخشش محروم بوده و هستیم — دل به جمال نایبش سپرده بودیم و گوش جان به کلام زیبا و هدایت‌بخشش داده بودیم.

    متألمیم و متأثر و داغدار و اشکبار، اما هرگز نه مأیوسیم و نه متوقفیم و نه متحیر و نه بی‌امام در میدان. و این یادگار درس‌آموز آن امام راحل عظیم‌الشأن امت، خمینی کبیر است از غدیر رسول خدا و علی مرتضی. آری، این خط را پایانی جز ظهور نیست. این مکتب ولایت و امامت است که انتهایش تحقق وعده‌های مسلم و صادق و قطعی خداست در قرآن کریم که زمین از آن مؤمنان راستین می‌شود. و ثمرات آن غدیر بی‌بدیل و عظیم که از وقوعش در سال دهم هجری تا هم‌اکنون که سال هزار و چهارصد و چهل و هفت هجری است و تمام تلاش یهود و نصاری و مشرکان و طواغیت عالم محو نمودن و فراموش کردن و نادیده گرفتن آن بوده است، امروز در جامعه‌ی ما محقق شد و از داغ سنگین آن پدر دلسوز امت کاهید و سید مجتبای عزیز، آیت‌الله و امام امت اسلام و واجب‌الإطاعه و التعظیم شد و علم هدایت و رهبری امت اسلام و فرماندهی کل قوای جبهه‌ی مقاومت و ایران اسلامی را به دست گرفت و جملگی مؤمنین و مؤمنات و اهل ولایت با آن بقیه‌ی امام شهیدمان بیعت و عهد تبعیت بستیم و به خواست خدای متعال بر آن عهد می‌مانیم که می‌مانیم تا مرز شهادت و ظهور.

    اما عزیزانم، امروز به ظاهر آن جسم نحیف و رنجور و ظریف و جانباز امام شهیدمان در بین ما نیست، لیکن راهش، منشش، سیر و سلوکش، خواسته‌هایش و آمال و آرزوهایش — خصوصاً درباره‌ی شما جوانان عزیز و بالخصوص نسبت به طلاب و فضلای حوزه‌های علمیه — پیش روی ماست.

    ما به لطف و هدایت الهی سال‌ها در کلاس عمومی و غیر آن، کلام آن عزیز را تحلیل و بررسی و تبیین می‌کردیم و نقش و وظیفه‌ی خود را در جای‌جای آن می‌جستیم و تلاش برای ایفای آن می‌کردیم. امید آنکه روح آن عزیز از ما خرسند و خشنود باشد و ما مدیون آن امام شهیدمان نباشیم.

    دارالسلامی‌های عزیز، به خود ببالید که جنابش در دو نوبت رضایت قلبی خود را از شما و مجموعه‌ی دارالسلام ابراز فرمود: یکی با مشاهده‌ی همخوانی‌های قرآنی شما از شبکه‌ی یک سیمابود که فرمود: «بسیار عالی است، هیچ وقت کهنه نمی‌شود، تشکر کنید» و یکی هم آنگاه که عالی‌ترین عنصر دفتر ایشان در جواب نامه‌ی حقیر گفتند: «آقا نامه را دیدند و فرمودند من این حوزه را می‌شناسم، از مدارس فاخر است.»
    این هر دو افتخار ماندگار برای شفاعت ما در نزد جدش رسول خدا علی‌ه‌السلام بس است، به شرط آنکه تراز مدرسه را حفظ کنیم، بلکه بالا ببریم.

    دوستان عزیزم، ما یک مجموعه‌ی نظامی یا اقتصادی یا صنعتی یا سیاسی یا امنیتی یا انتظامی یا تولیدی یا بازرگانی نیستیم که اگر بودیم شرایط و وظایف خاص آنها را داشتیم.
    ما یک حوزه‌ی علمیه هستیم که در تعریف آن عزیز سفرکرده: «پرورشگاه علم و عالم و دین و دین است». ما محل تربیت «مجاهد فرهنگی» در تعبیر آن عزیز هستیم. اما به راستی مجاهد کیست؟ جهاد چیست؟ خوب است — بلکه لازم است — کمی با خود خلوت کنیم و بیندیشیم و کلاه وجدانمان را قاضی کنیم و از خود بپرسیم: آیا ما در این کارمان به حد جهاد رسیده‌ایم؟ آیا می‌توان به ما مجاهد فرهنگی گفت؟ آیا ما شب و روز، زمان را غرق در اندیشه و تلاش و کوشش برای تحصیل و تهذیب و تبلیغ دین خدا کرده‌ایم؟ آیا به خدمتک موصوله شده‌ایم؟ آیا همچون امام شهیدمان به حد «حتّیٰ تکون أعمالی و أورادی کلّها وِرداً واحداً و حالی فی خدمتک سرمداً» رسیده‌ایم؟ آیا اولویت زندگی و برنامه‌های ما این شده است؟ یا نه؟ بکوشیم دوستان عزیز و خود را به قله‌های این راه مقدس طلبگی و مجاهدت فرهنگی برسانیم که این توصیه‌ی ابدی مولای شهیدش — شهید محراب رمضان، امیر مؤمنان عالم — است:
    «العملَ العملَ ثم النهایهَ النهایهَ و الاستقامهَ الاستقامهَ ثم الصبرَ الصبرَ و الورعَ الورعَ، إنّ لکم نهایهً فانتهوا إلی نهایتکم و إنّ لکم علمًا فاهتدوا بعلمکم.»

    به راستی که آن امام شهیدمان علم و علامت و پرچم هدایتی برای این راه خطیر — اما مبارک — و سیر و سلوک إلی الله و إلی قربته بود و امروز تمام زندگی و سخنانش و آمال و اهدافش و توصیه‌ها و درس‌هایش قابل بهره‌گیری و الگوبرداری است. و خداوند او را در این عصر و زمان ما، برای همگان — خصوصاً ما طلبه‌ها — حجتی قرار داده است که با وجودش شاید دیگر عذری از کسی پذیرفته نشود.

    دوستان عزیزم، حال که چنین است بیاییم شهادت آن یگانه‌ی دوران را نقطه‌عطفی برای یک تلاش بی‌وقفه و جهاد خالصانه و پایداری مؤمنانه و برنامه‌ی حکیمانه و عاقلانه قرار دهیم و بمانیم و بکوشیم و بکوشیم و بکوشیم که وعده‌ی الهی همان‌گونه که برای آن عزیز سفرکرده محقق شد، برای ما نیز امکان تحقق دارد که «ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء» تا ما نیز بتوانیم پایانی چنین خونین و مبارک داشته باشیم و مستحق ندای آسمانی «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ * ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَهً مَرْضِیَّهً * فَادْخُلِی فِی عِبَادِی * وَادْخُلِی جَنَّتِی» شویم.

    إنّه ولیّ التوفیق و علیه التکلان
    و هو خیر ناصر و معین

    والسلام علیه یوم وُلِدَ و یوم شَهِدَ و یوم یُبعَثُ حیّاً
    والسلام علینا و علی عبادالله الصالحین

    حسین اسکندری
    ۲۸ رمضان المبارک ۱۴۴۷
    مدرسه علمیه دارالسلام

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    0 0 رای ها
    امتیازدهی به مقاله
    اشتراک در
    اطلاع از
    guest
    0 نظرات
    قدیمی‌ترین
    تازه‌ترین بیشترین رأی
    بازخورد (Feedback) های اینلاین
    مشاهده همه دیدگاه ها